تبليغاتX
سرای برای نا گفتهای من

سرای برای نا گفتهای من

دلزده ها

باورم کن

اشتباه من این بود که نمی دونستم چقدر منو دوست داری اما تو هم همین اشتباهو در مورد من داری تو ام نمی دونستی که من تو رو چقدر دوست دارم
منو باور کن شاید سخت باشه اما....


من تو رو باور نداشتم





خمیازه ها را قورت می دهم

تا بیدار باشم

بیچاره چشمها

مدتهاست

انتظار خواب شیرین را می کشند


دوست دارم منو ببخش


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط منصور   | 

شبا با یاد حرفات می خوابمو تو میای تو خوابم نمی دونم چرا وقتی تو رو تو خواب می بینم دلم برات تنگ می شه
تو با حرفات کاری کردی که من بین همه یه انسان پوچ بشم انسانی که حرفاش مثل فنجون چای خالی بی ارزشه من مثل تو نمی تونم باشم
من از تو بتی ساختم که همیشه تو قلبم بوداما تو از من یه عروسک ساختی که همیشه بامن بازی می کردی اگه حوصله داشته باشی باعشق بامن حرف می زدی اگه نداشتی
می خوام فراموش کنم خدا خودت کمکم کن می خوام زندگی کنم می خوام رها باشم
خدایا میشه من دیگه خواب نبینم

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط منصور   | 

غروب من

دیگه تموم شد من تو رو دیروز شناختم فهمیدم با اونی که من تو ذهنم ازت ساختم متفاوتی
من با اینکه دوست داشتم اما منو زیر پاهات له کردی
به من یاد دادن دوست داشتن زوری نیست
حالا هر کاری که من مانعت بودم رو انجام بده با هرکی می خوای برو هر لباسی خواستی بپوشو هر جا خواستی بری برو
تموم شد شاید منو حالا حالا ها نبینی پس بر خوش باش و اینو بدون که من از تو دور بودم اما من تو رو خیلی......


+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط منصور   | 

می خوام تموم کنم

می دونی واسه چی واسه غرورت غروری که منو از تو جدا می کنه غروری که فقط با شکستن دل من مواجه می شد.


اگه تو بهترین عشقی منم بودم اگه تو با من بودی منم با تو بودم اما من گذشت داشتم اماتو...


تو دنیای که من داشتم به جز تو نبود اما تو دنیای تو دلی اومده بود که تو اونو باور نداشتی گفتم باورم کن گفتی باچه صداقتی می گی این جوابم بود جوابی که تموم حرفامو به سکوت منجر کرد


سکوت من فقط از لبام نبود از روی دلم بود چرا باور نکردی همه درد سر تو فقط...

اما دردسرای من از گفتن احساسم شروع شد

من دوست داشتن رو فقط واسه خودمو خودت خواستم پس چرا با من چنین کردی


تو برای گذشتن هردردسری گذشت نکردی ولی توقع گذشت منو داشتی


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط منصور   |